او که از پرستوها مراقبت می کند

عیسی گفت: «بگذارید کودکان نزد من آیند و ایشان را بازمدارید، زیرا پادشاهی آسمان از آن چنین کسان است.» متی 14:19

یکی از غم انگیزترین لحظات در زندگی والدین این است که دریابند، فرزندشان عقب مانده است. برای ایشان حکایت واقعی را از کتاب «فریتز راینه گر» تحت عنوان «بهترین هنوز در پیش است» نقل می کنم.

در خانه مخصوص کودکان عقب مانده، کاترین مدت بیست سال پرورش یافت. کودک از همان آغاز، یک ابله تمام عیار بود و هرگز کلمه ای بر زبان نیاورد و صرفاً زندگی گیاهی داشت. او یا به آرامی به دیوارها خیره می شد و یا حرکات ناموزونی از او سر می زد. کل زندگی اش خلاصه می شد در خوردن، آشامیدن و خوابیدن. به نظر می آمد که او هیچ شرکتی در آنچه در اطرافش رخ می داد، نداشت. می بایست یک پای او را قطع می کردند. گروه خیر، کاترین را می خواست و امیدوار بود که خداوند او را به نزد خود فرا خواند.

یک روز دکتر از رئیس مؤسسه خواست که فوراً بیاید زیرا که کاترین در حال مرگ بود. هنگامی که هر دو وارد اتاق شدند، آنچه را که دیدند و شنیدند، نتوانستند باور کنند. کاترین سرودهای مسیحی را که شنیده بود و مناسب بستر مرگ بودند، می خواند. او بارها و بارها آن سرود آلمانی را تکرار می کرد: «روح در کجا موطن خود را و آرامش خود را می یابد؟» او نیم ساعت با چهره ای متبدل شده سرود خواند و سپس به آرامی جان سپرد.»

گویا فقط به نظر می آمد، او آنچه را که در اطرافش می گذرد، درک نمی کند. از نقطه نظر پزشکی، این مورد یک معماست، اما خدا یکباره حجاب را بالا زد تا والدین کودکان عقب مانده تشویق شوند. اشتباهی از خدا سر نمی زند. او که از پرستوها نیز مراقبت می کند، امور را طوری تنظیم کرده است که عقب مانده های ذهنی جایی را در آسمان داشته باشند.

نظرها

نظر خود را به اشتراک بگذارید