سرمشق

اما من به شما می گویم، دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار می رسانند، دعای خیر کنید. متی 44:5

پنج قرن پیش از عیسی، «سوفوکلس» در اثر خود به نام «آنتیگون» چنین گفت: «اینجا هستم نه برای نفرت داشتن، بلکه برای دوست داشتن.» عهد عتیق نیز محبت نسبت به همسایه را می آموزد. عیسی محبت را به رفیع ترین مقام رساند و نشان داد که آن باید شامل دشمنان نیز گردد.

یک زن یهودی به نام «ابلسه بلومنتال- وایس» که شوهرش در اتاق گاز و پسرش به طریق دیگر کشته شده بودند، در اردوگاه اسیران به سر می برد. در آنجا شعری نوشت بدین مضمون: «نمی توانم نفرت داشته باشم. آنها مرا می زنند، زیر لگدهایشان می اندازند، اما نمی توانم نفرت ورزم. به سوی من سنگ پرتاب می کنند، بازهم نمی توانم نفرت داشته باشم. فقط می توانم به تلخی بگریم.»

این یک موفقیت بزرگ انسانی است، یعنی خودداری از احساس نفرت، خدا بیش از این هم عطا می کند: یعنی قدرت دوست داشتن دشمن.

محبت نسبت به دشمنان به معنی پرهیز از برخورد با شر نمی باشد. عیسی با کاسبان هیکل و فریسیان مبارزه کرد. عیسی برای ما به معنی چاپلوسی کردن در برابر دشمن و در آغوش کشیدن او نیست. او قیافا را در آغوش نکشید و خود را شریک اعمال پلید او نساخت.

محبت نسبت به دشمن به معنی درک اوست، بهتر از آنچه که او خودش را درک می کند. نفرت او را کور کرده است. اما شما می توانید بی غرضانه به موقعیت وی بنگرید. محبت نسبت به دشمن بدین معنی است که شما در دفاع از خود، مجبور نباشید از روشهای او استفاده کنید. دوست داشتن دشمن بدین معنی است که همچون عیسی، تقصیر او را بر گردن بگیرید؛ گناه او را گناه خود بشمارید و با اعمال نیک نسبت به او و قربانیانش کفاره بدهید.

ما می توانیم با داشتن سرمشق مسیح در مقابل چشمانمان، این کار را با قدرت روح او انجام دهیم.

نظرها

نظر خود را به اشتراک بگذارید