الگو

نه به قدرت و نه به قوت، بلکه به روح من. زکریا 6:4

راهم بسیار شیب دار بود و من هنوز پایین تپه بودم. در نزدیکی خودم پسری را دیدم که با دوچرخه به سختی تلاش می کرد از تپه بالا برود. آفتاب از روبرو می تابید و معلوم بود آن پسر برای بالا رفتن رنج بسیار می کشد و در حالی که به این صورت ادامه می داد، خودروی بزرگ و عظیمی را دیدم که در کنار او از تپه بالا می رفت. چون حرکت خودرو خیلی آهسته بود، پسر خیلی راحت به آن چسبید و مثل یک پرنده از تپه بالا رفت.

ناگهان نوری در ذهنم درخشید و دیدم که من هم مثل آن پسر، برای بالا رفتن در زندگی روحانی با تلاش های شخصی، نیرویم به پایان رسیده و در مبارزه در مقابل تمام بجربیاتم، اکنون دیگر مأیوس شده ام. اما من هم می توانم مثل این پسر عمل کنم. خود را آنقدر نزدیک و در دسترس خداوند قرار می دهم تا بتوانم با دراز کردن دستم، دست او را بگیرم و با قدرت او به بالا صعود کنم.

الگوی این پسر خیلی به موقع به من کمک کرد تا به حقیقت بزرگی پی ببریم که به قوت او باید قدم بردارم و به سوی بالا بروم.

نظرها

نظر خود را به اشتراک بگذارید