چیز اندک

خدا آنچه را که این دنیا پست و حقیر می انگارد، بلکه نیستی ها را، برگزید تا هستی ها را باطل سازد. اول قرنتیان 28:1

«و آن هفت نان را گرفته، شکر نمود و پاره کرده، به شاگردان خود داد تا پیش مردم گذارند... پس خورده، سیر شدند» (مرقس 6:8 و 8).

فرض کنید که شاگردان به جان آن هفت نان، فقط سه یا یک نان می داشتند؛ در آن صورت چه اتفاقی می افتاد؟ جمعیت به همان اندازه سیر می شدند؛ به عنوان مثال، در موردی دیگر، عیسی به جای هفت نان، فقط پنج نان در اختیار داشت. با وجود این، حتی جمعیتی بیش از جمعیت قبلی سیر شدند و تعداد زیادی زنبیل پر از خرده نان باقی ماند (مرقس 41:6-43). شما می توانید با هر چیز اندکی که دارید، خدا را خدمت نمایید. برکات او به اندازه یا کمیت آنچه دارید بستگی ندارد، بلکه بستگی به این دارد که آنها را نزد خدا بیاورید.

فرض کنید که من چیزی نداشته باشم، در آن صورت چه خواهد شد؟ این غیرممکن است؛ هیچ کس وجود ندارد که چیزی برای آوردن به حضور عیسی نداشته باشد. به همین دلیل، کلمه یا حتی نماد «صفر» در کتابمقدس قید نمی شود.

کسی که می گوید: «من هیچ ندارم»، یا «هیچ چیز نیستم»، لااقل می تواند شخص خود را نزد عیسی بیاورد. او یقیناً چیز باارزشی داراست که همانا خودش و منتهای فقرش می باشد. وی می تواند گناهانش را نزد عیسی آورد. سولس طرسوسی از شکنجه گری متعصب، بدل به قدیسی ثابت قدم در محبت گردید.

ضعف های خود را نزد عیسی آورید. این را مطمئناً دارید. قوت او، کاملیتش را در ضعف شما نشان خواهد داد.

با چیزهای اندک شروع کنید، اما به جای مصرف کردن همین اندک، آن را نزد عیسی آورید؛ او آن را فزونی داده، رفیعاً برکت خواهد بخشید.

نظرها

نظر خود را به اشتراک بگذارید