از خاک

آنگاه یهوه خدا آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی او نفس حیات دمید و آدم موجودی زنده شد. پیدایش 7:2

انسان صرفاً از زمین سرشته نشد (یعنی Eretz در زبان عبری که کلمه انگلیسی Earth از آن مشتق شده است). او از خاک سرشته شد. کلمه عبری معادل آن «ادمه» می باشد که در اصل به معنی خاکی است که بسیار مرغوب است. خاک فردوس در پیدایش 9:2 «ادمه» نامیده شده است. خاک بیابانی و سنگلاخی نیز وجود دارد. خدا برای سرشتن انسان از بهترین خاک استفاده کرد که در آن درخت های بهشت و حتی درخت حیات نمو کرده بودند. نیروهای بالقوه انسان عظیم است.

سپس خدا در بینی او «روح حیات» دمید. در زبان عبرانی، برای «حیات» واژه ای مفرد وجود ندارد. یهودیان برای آن کلمه «حییم (Haiim)» را به کار می برند که جمع است و به معنی «حیات ها» می باشد. اگر بخواهید کتابی کافرانه به عبرانی بنویسید و بگویید که انسان فقط یک حیات دارد، نخواهید توانست این کار را بکنید زیراکه در این زبان «حیات» مفرد وجود ندارد. خدا به انسان حیات هایی بخشیده است، حیات جسمانی و حیات روحانی، حیات در این جهان و حیات در جهان بعدی.

انسان باید موجودی استثنایی باشد، از این جهت که باید در مورد او گفت، فقط کمی از فرشته پایین تر است (مزمور 5:8). در زبان عبری، آیه چنین می گوید: «او را از خدا (Elohim) اندکی کمتر ساختی.»

انسان از لحاظ قامت جسمانی ذره ای غبار در عالم است، اما چه کسی می تواند عظمت او را بیان کند؟ بلز پاسکال، چنین نوشت: «یک نفس، یک قطره آب می تواند انسان را بکشد. اما حتی اگر عالم او را نابود سازد، انسان عظیم تر از عالم است؛ زیراکه انسان می داند که می میرد، اما عالم نمی داند که او را می کشد.»

عظمت خود را به یاد داشته باشید و از خدا به خاطر دادن آن به خود، تشکر کنید.

نظرها

نظر خود را به اشتراک بگذارید